مرگ مرد کمیزی در قبرستان بیزه!

مردی از روستای کمیز که برای شرکت در مراسم ختم مرحومه ای  از اقوام خود به روستای بیزه آمده بود ساعت یک وچهل وپنج دقیقه ی بعد از ظهر روز جمعه 20/12/89 در حالی که به اتفاق مردان وزنان زیادی از اهالی بیزه وشهرها وروستاهای اطراف بر سر مزار مرحومه لیلا بیزه ای گرد آمده بودند همزمان با سخنرانی روحانی  جان به جان آفرین تسلیم کرد.

جالب اینجاست که در حالی که روحانی عبارت "شاید مرگ یکی از ما هم اکنون در همین قبرستان فرا رسد "را بر زبان جاری کرد واز نزدیکی مرگ سخن می گفت آقای عزیز کمیزی هم به آسانی آب خوردن ودر یک چشم بر هم گذاشتن معمولی برای همیشه چشمهایش را بست .

گفته ی نظری روحانی در حالی به واقعیت وجودی تبدیل شد که نام برده تا لحظه ی مرگ در حال بگو و بخند و سر زندگی بسر می برد وجالبتر اینکه این واقعه برای همگان کاملا غیر مترقبه وغیر عادی بود .....

خداوند ما انسانهای دیر باور را چنین آسان وآرام پند واندرز می دهد شاید عبرتی گیریم ودر حالی که به زندگی ادامه می دهیم مرگ را هم در همسایگی خود احساس کنیم .مسلما یاد مرگ انسان را از بسیاری از سیئات باز خواهد داشت.

(منبع آسیب شناسی مذهبی .سید اکبر حقانی مقدم بیزه ای )

/ 2 نظر / 12 بازدید
حسین کمیزی

جالب بود ما انسانها تنها به چیزی که فکر نمی کنیم مرگ است باید در تمام ثانیه ها مرگ و هجرت اخروی را غافل نشویم.

morteza erfani

خیلی جالب بوددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد