داورزن شناسی
پایگاه اطلاع رسانی شهرستان داورزن
قالب وبلاگ
لینک دوستان

Top of Form

 

 

   

 

 

گفتگو با جانباز شیمیایی ستوان یکم عباسعلی داورزنی؛

جوانان نسل امروز پیرو ولایت فقیه باشند

ستوان یکم عباسعلی داورزنی می گوید: امیدوارم جوانان قدر شهدا و انقلاب را بدانند و در خط ولایت فقیه گام بردارند تا همیشه کشوری آباد و آزاد داشته باشیم. آرزویم عاقبت به خیری جوانان ایران زمین است.




نام: عباسعلی داورزنی
نام پدر: ابراهیم
تاریخ ومحل تولد: 1334- روستای قره چمن
تاریخ و محل اعزام: 1360- تبریز
مدت حضور در جبهه: 72 ماه
درصد مجروحیت: 25درصد شیمیایی
محل سکونت: تهران


 

داورزنی درباره ورودش به ارتش می گوید:
سال 53 وارد ارتش شدم. زمانی که جنگ شروع شد درخواست کردم تا به منطقه بروم اما موافقت نکردند، بالاخره با اصرار موفق شدم سال 60 به منطقه بروم.
ابتدا به لشکر 21 حمزه، تیپ 4، گردان 134 پیاده مکانیزه اعزام شدم.

وی سخنش را با ماجرایی شیمیایی شدنش ادامه می دهد:
روز چهارم خرداد ماه سال 1365 در منطقه مهران شیمیایی شدم. چند بار برای پس گرفتن ارتفاعات کله قندی عملیات انجام داده بودیم. در یکی از روزها که برای عملیات رفتیم دشمن 10 بمب شیمیایی به منطقه انداخت. اکثر نیروها با ماشین های که آنجا بود به عقب منتقل شدند. من به همراه «علی بهرامی» و «رحمتی» که سرباز وظیفه بود در ارتفاعات ماندیم تا مهمات و قنائم را به عقب منتقل کنیم.
نیمه های شب احساس کردم چشمانم می سوزد و بدنم خارش شدیدی گرفته بود. صبح روز بعد نیروها به منطقه آمدند و ما را به عقب منتقل کردند.
به ایلام اعزام شدیم. لباس های ما را سوزاندند و در چشمانمان قطره های مخصوص ریختند و آنها را بستند.
برای ادامه درمان به تهران منتقل شدم. زمانی که خانواده ام به ملاقاتم آمدند هیچ کدام مرا نمی شناختند. بدنم تاول زده بود و تا یک ماه چشمانم جایی را نمی دید. با تلاش پزشکان و پرستاران زحمت کش شرایط جسمی ام کمی بهتر شد.
بعد از بهبودی به جبهه رفتم و تا پایان جنگ در جبهه ماندم. در عملیات فتح المبین، بیت المقدس، و عملیات مهران شرکت داشتم.


داورزنی درباره آزادسازی خرمشهر می گوید:
در آزادسازی خرمشهر به دسته شناسایی ملحق شدم. دو روز قبل از اینکه عملیات شروع شود به منطقه رفتیم و بعد از شناسایی تدارکات و تجهیزات لازم را به منطقه بردیم.
آزادسازی خرمشهر با حضور مشترک سپاه و ارتش و بسیج انجام شد. تلاش کردیم تا شرایط را محیا کنیم تا عملیات با موفقیت انجام شود چرا که آزادی خرمشهر برایمان بسیار حیاتی بود.
زمانی که عملیات با موفقیت انجام شد همه وضو گرفتیم و در مسجد خرمشهر نماز جماعت خواندیم. هیچ وقت فراموش نمی کنم برق شادی در چشمان همه نیروها موج می زد.

درباره دوستان شهیدش می گوید:
همه بچه های گردان دوستان من بودند اکثر آنها در عملیات های مختلف به شهادت رسیدند از جمله «ستوان صالح روش»، «سرهنگ کاظمی»،«سرهنگ فراشی» و«عباسعلی کلاتر» که در رسته مخابرات بود که در عملیات فتح المبین به خط مقدم رفت و همان جا به شهادت رسید.

وی از روزهای درمان می گوید:
بعد از جنگ مشکلات چشمی و پوستی ام برطرف شد اما مشکلات ریوی هر روز بیشتر می شود. به علت موج گرفتگی گوش سمت چپم شنوایی اش را از دست داده است. در حال حاضر برای ریه هایم از اسپری و قرص استفاده می کنم.

از خانواده اش می پرسیم:
سال 48 با خانم «خدیجه داورزنی» ازوداج کردم و زمانی که به جبهه رفتم سه فرزند داشتم. که آنها را به خدا سپرده و به جبهه رفتم. در حال حاضر شش فرزند به نام های «اسماعیل»،«اصغر»، «داوود»، «محمد»، «زهرا»، و «منصوره» دارم.


عباسعلی داورزنی به عنوان یک جانباز شیمیایی در پایان به جوانان نسل امروز می گوید:
جوانان نسل امروز شجاع و انقلابی اند، آنها آینده سازان مملکت هستند.
ما به جبهه رفتیم تا اجازه ندهیم دشمن بر مملکت و جوانان ما غلبه کند و امیدوارم جوانان قدر شهدا و انقلاب را بدانند و در خط ولایت فقیه گام بردارند تا همیشه کشوری آباد و آزاد داشته باشیم. آرزویم عاقبت به خیری جوانان ایران زمین است.  

منبع:سایت قربانیان سلاح های شیمیایی

 

[ شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ داورزن ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امیدواریم بتوانیم شهرستان داورزن را از موقعیت جغرافیایی،انسانی،فرهنگی،مذهبی و.... که برخوردار است رابااطلاع رسانی بشناسانیم.این وبلاگ متعلق به همه مردم شهرستان داورزن است.
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب